عزیزالله بادغیسی کارآفرین و صنعتگر افغان بود، زادهٔ ولایت بادغیس در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی. او ابتدا با برادرش عبدالله بادغیسی به عنوان تاجر فعالیت کرد و با هم تحت نام برادران بادغیسی کار میکردند. (اطلاعات بیشتر اضافه خواهد شد.)
او بعداً شرکت پنبه هرات را بنیانگذاری کرد و از سال ۱۳۴۲ به عنوان رئیس آن خدمت نمود. او به یکی از برجستهترین تاجران بخش خصوصی در غرب افغانستان تبدیل شد و نقشی محوری در تحول صنعت پنبه منطقه ایفا کرد.
او به طور منظم در حضور اعلیحضرت محمد ظاهر شاه پذیرفته میشد و در بالاترین سطوح جامعه افغانستان شناخته شده بود — از جمله با رئیس ولسی جرگه، وزیر داخله، وزیر مالیه و رئیس ستاد ارتش دیدار میکرد.
عزیزالله بادغیسی در سال ۱۳۷۱ در سن ۷۶ سالگی در شهر هرات درگذشت. او در آرامگاه عارف بزرگ خواجه عبدالله انصاری در هرات به خاک سپرده شده است.
شرکت پنبه هرات در میزان ۱۳۴۲ (اکتبر ۱۹۶۳) با سرمایه اولیه ۱۰ میلیون افغانی (معادل ~۲.۳ میلیون دالر امروزی) تأسیس شد. این شرکت به صورت سهامی خصوصی ایجاد شد — امری نادر در اقتصاد افغانستان آن زمان که بیشتر فعالیتهای صنعتی دولتی بود.
در حمل ۱۳۴۶ (اپریل ۱۹۶۷) کارخانه جدید پاککاری و پرس پنبه در هرات افتتاح شد. این کارخانه از اتحاد شوروی به مبلغ ۱۹۲,۰۰۰ دالر (~۱.۷ میلیون دالر امروزی) با اعتبار پنج ساله خریداری شده بود و توانایی پاککاری و بستهبندی ۱,۰۰۰ کیلوگرام پنبه در ساعت را داشت.
یک مطالعه دانشگاهی فرانسوی در سال ۱۹۷۳ کارخانه را «بسیار منظم و مجهز به تأسیسات مدرن» با ظرفیت پردازش بیش از ۴,۰۰۰ تن توصیف کرد.
فعالیت اصلی شرکت خرید پنبه خام از زارعین ولایات هرات، بادغیس و فراه، پاککاری و پرس آن و سپس صادرات بود:
مطالعه دانشگاهی فرانسوی ۱۹۷۳ شرکت پنبه هرات را به خاطر رفتار بسیار عادلانه با زارعین متمایز دانست:
تحت رهبری بادغیسی، شرکت استراتژی تنوع جاهطلبانهای دنبال کرد:
با هزینه بیش از ۱۰۰ میلیون افغانی (~۲۰ میلیون دالر امروزی) اعلام شد. در قوس ۱۳۵۰ (دسامبر ۱۹۷۱) افتتاح شد و توانایی تولید ۵ تن روغن در روز از پرس ۲۵ تن تخم پنبه، آفتابگردان و کنجد را داشت — اولین بار بود که دانههای روغنی غیر از پنبه به صورت صنعتی در افغانستان پردازش میشد.
به مبلغ نزدیک به نیم میلیون افغانی (~۸۰ هزار دالر امروزی) خریداری شد.
محوطه ۷۵ جریبی شرکت شامل انبارها، دپوها، ساختمانهای اداری، مسکن کارمندان، مسجد، دکانها و یک هوتل کوچک بود.
او از زمان خود جلوتر بود. ساختن یک شرکت صنعتی خصوصی در افغانستان دهه ۱۳۴۰، زمانی که تقریباً تمام صنایع دولتی بودند، به بینش و شجاعت واقعی نیاز داشت. او فقط پنبه پاک نمیکرد — یک مجموعه کامل صنعتی-کشاورزی عمودی ساخت: روغنکشی، حلبیسازی، برنامهریزی نساجی و صابونسازی. این تفکر کسی است که زنجیره ارزش را دههها قبل از رایج شدن این اصطلاح درک میکرد.
او با زارعین عادلانه رفتار میکرد. پرداخت ظرف ۲۴ ساعت، بدون کسر حمل و نقل، بوجی رایگان — در حالی که هر شرکت دیگری در کشور زارعین را ماهها منتظر میگذاشت. یک مطالعه دانشگاهی فرانسوی او را متمایز دانست. او ثابت کرد که میتوان تجارت خوب کرد و با مردم درست رفتار کرد، و تولید پنبه منطقه به خاطر آن رونق گرفت.
او احترام واقعی داشت. پذیرفته شده توسط پادشاه، بازدید شده توسط صدراعظم، انتخاب شده به ریاست اتاق تجارت — نه به خاطر یک عنوان دولتی، بلکه به خاطر آنچه با دستان و سرمایه خود ساخته بود.
او یک شرکت ۱۰ میلیون افغانیای را گرفت و به نیروی صنعتی غالب غرب افغانستان تبدیل کرد، ۱۵۰ نفر را استخدام کرد، به شش کشور صادرات داشت و ۴۰ درصد پنبه شرکت ملی نساجی را تأمین میکرد. در کمتر از یک دهه.